ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتی ست که هر شب به تو می اندیشم
به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی به همان تنگ بلور
به تو یعنی به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم
به همان شیوه ی فهموندن منظور به هم
شبحی چند شبه آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگتر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبحه هر شبه تصویر تو نیست؟
حتم دارم که تویی شبحه آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که شب و روز ورد زبانم شده بود
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید
می خواهم پیاده شوم !
به زبان يوناني : S'ayapo philo Su
به زبان روسي : Ya vas liubli
به زبان پرتقالي : Amo - te
به زبان فارسي : Dooset Daram
به زبان آلماني : Ich liebe dich
به زبان اسپانيايي : Te quiero
به زبان سوئدي : Jag a Iskan dig
به زبان هندي : Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه : Je t'aime
به زبان ارمني : Jiroum em kez
به زبان انگليسي : I Love You
به زبان ترکي : Seni seviyo rum
به زبان دانمارکي : Jeg elsker dig
به زبان چيني : Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئيسي : Cha'ha di ga''rn
به زبان برزيلي : Eu te arno
به زبان هلندي : Ik hou van jou
به زبان عربي : Ohebbak